X
تبلیغات
نه دیدی نه شنیدی

نه دیدی نه شنیدی

ساده ی ساده . . .

 

 

" ساده با تو حرف می زنم "

 

ساده با تو حرف میزنم

این پرنده ای که من کشیده ام


چرا نمی پرد؟



این ستاره

سرد و کاغذی است



این درخت

بی بهار مانده است



دانه های این انار طعم مرگ می دهد

من دلم برای آن شب قشنگ

من دلم برای روزهای زندگی گرفته است



من دلم گرفته...

هر چه می روم... نمی رسم

۰۰:۰۰

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت0:0توسط حامد |